تبليغاتX
تنها ترین عاشق






درد و دل


آثار بجا يك عاشق تنها...


نوازنده كلمات


دوستان عاشق


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان عاشق كم ياب...


كد جاوا :



..........::::::: بنر :::::::..........

....:::: بنر دوستان ::::....

در ضمن  دوستای

گلم که میخوان نظر بذارن فقط در این قسمت میتونن

بوسه گذاری کنند....


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: شنبه یکم فروردین 1388 در ساعت: 0:0
|+|



 

 

 

ستاره  هنوز بیداری  مگه  امشب  خواب  نداری؟

 

نکنه  تو هم  مثل من عاشقی  چشم  انتظاری؟

 

نکنه  تو هم  تو شبها خسته  از غبار جاده

 

خواب مهتاب  رو می بینی که میاد پای پیاده

 

نکنه هجوم  ابرها  تو رو هم از من بگیره !

 

ستاره  برای  بودن  دیگه  فردا خیلی  دیره

 

حالا که  خورشید  طلسمه ، قلعه  سنگی  تو خوابه

 

تو نگو عشقها  دروغه ، تو نگو  دنیا  سرابه

 

با  کدوم  بهونه  باید شب  رو از تو کوچه  دزدید؟

 

گل سرخ عاشقی  رو به غریبه ها بخشید ؟

 

ستاره همه وجودم  پیشکش  یاد  تو باشه

 

تو بمون تا چشمای من با سفیدی آشنا شه

 

من  اگر اسیر خاکم  تو که جایت  تو آسمونه

 

دل  خوشم  به  اینکه  هر شب ،

 

ابر و ماهی  توی  اون همه  سیاهی

 

نکنه  اونقده  دور شی که  دیگه منو نخواهی!؟

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons 


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: جمعه بیست و نهم شهریور 1387 در ساعت: 18:47
|+|



 

 

 

دیدار دوباره تو شگفت انگیز است               Nao ande inventando por ai

 

دیدن لبخند تو و شنیدن صدایت که مرا صدا میکنیectrias e mentiras sobre mim ,

 

حرفهای زیادی برای گفتن داریم ...                                         eu que tanto amei…

 

دیدار ما یک اتفاق ساده نیستUm did o pasado vai dizer                                         ,

 

عشق تو چیزی نیست که من قادر به فراموش کردنش باشم  o tipo de mulher que foi vocem

 

و همین مرا بیچاره کرده است                                                                e que eu ajudei.

 

گرچه ما یک بازی عشق و جدایی را آغاز کرده ایم        Voce brincou demais com o  corcao,

 

ولی من نمی توانم به فکر تو نباشم                               jogou pela janela uma ilusao

 

زیرا اگر تو ببازی آنوقت...                                                       e um dia s entiu…

 

اگر پیش من بازگردی                                                                    Eu sei,

 

متوجه میشوی که من چقدر تغییر کرده ام voce me sufocou uma emocao

 

من فقط وقتی تو در کنارم هستی و عشقت را به من ابراز می کنی

 

Nao tem sentido mais nossa uniao

 

زنـــدگـــی را دوســـت دارم

 

preciso te esqueccer

 

 

گزیده ای از ترانه های "خولیو ایگلسیاس" پر آوازه ترین خواننده اسپانیا

 

ترجمه : حبیب گوهری راد 

 

 


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: جمعه بیست و نهم شهریور 1387 در ساعت: 18:46
|+|



مرا دعا کن

 

مـــرا دعـا کـن!

بــــــــاز مــــاه بـیــرون آمـــــده

و به پـنـجره اتـاقـت نـور می پاشد،

قرص ماه در قنوت تـو جاری می شود

کـتــاب عـشـق را ورق مـی زنــی

و درون خـلـوت شبــــــــــــها

خــــدا خــــدا می کـنـی.

تـــــــــــــــــــــــــو را

به مویه های غریبانه قسم،

برای دل غریب و ساده ام دعا کن

تــو کـه حـجم دردم را مـــی دانــی.

می دانــــــــــی کـــــــــــــــه مــن

به چند بیت غزل اکتفا کرده ام،

بـه دعـای تـو مـحـتـاجـم؛

بــه دعـای مـعـنـوی

و بـــی ریـــــــای

نیمه شبـهایـت.

Sliver and blue



نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: جمعه بیست و نهم شهریور 1387 در ساعت: 18:39
|+|



......................................ضد دختر ضد پسر.........................

 

 ضد دختر:آقا تازه گیا مد شده دخترها یادشون نیست دیشب غذا چی خوردن و اگه ۱۰۰۰۰ سال پیش براشون یک کاری نکرده باشی...وای نگو جرت می دن...

ضد پسر:شما پسر ها لياقتتون همينه که جر بخورين...

ضد دختر:نمی دونم این موجودت بی ارزش چی می خوان از زندگی کردن...

ضد پسر:بی ارزش خودتونين چون به درد آشغالی هم نمیخوريد و ما دخترها مطمئن باشيد بيشتر از شما میدونيم از زندگی چی ميخوايم...

ضد دختر:به خدا اگه همین پسرها کوتاه نمیومدن آمار جدایی ۱۰۰ برابر حالا بود...

ضد پسر:آخ بمیرم که چقدر شما پسرها کوتاه میاين از بس از خود گذشته هستين خير سرتون...

ضد دختر:فقط می تونم بگم که این موجودات بسیار کثیف به هیچ دردی نمی خورن...

ضد پسر:کثيف هم خود شما پسرها هستين که آنقد بی همه چيزيد که يه دختر بعد دختر بدبخت میکنين...

ضد دختر:فقط بلدن تو خیابون راه برن کلی عشوه بریزن بعد پسرهای بیچاره دنبالشون کنن و بعد...

و بعد پسر به یک عشق کاذب برسه و زندگیش را به خاطر یک چیز بسیار بی خود از دست بده...

ضد پسر:اولاً پسر غلط میکنه که دنبال دختر بيفته! دوماً اگه آنقد خر هستش پسره که گول بخوره ايول به دختره!که فکر نمیکنم پسری از دختری گول بخوره

ضد دختر:نمی دونم چرا وقتی هم دوست میشن با پسرها٬اینقدر بی منطق میشن...

ضد پسر:آخ بمیرم واسه شما ها که آنقد با منطق هستيد ارواح عمتون...

ضد دختر:اگه خودشون با پسری تو دانشگاه بیان و برن برا درس بوده ولی اگه پسری با یک دختر جایی بره با دختره دوست بود...فقط بگم که دخترها یک موجودات بسیار بسیار روانی و بی منطق هستند...

ضد پسر:واسه اینکه دخترها جنس شما پسرها رو میشناسن میدونن بيخودی با يه دختر "جايی" نمیرين...

در مورد روان هم بهتر است چيزی نگم!!!

واقعا از این که ایران رو جمهوری اسلامی کردن خجالت کشیدم


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 در ساعت: 18:22



..........................................اقایون نخونند....................................

 

فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟
سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت

به مردي که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟
خواجه

فالگير : فردا شوهرتون ميميره
زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟

وقتي يه زن ميبينه که شوهرش داره زيکزاک تو حياط ميدوه بايد چيکار کنه؟
هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليک کردن ادامه بده

چرا روان درماني مردها کمتر از زنها طول ميکشه؟
معمولا" بايد در روان درماني به دوران کودکي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند

وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
کار نيکو کردن از پر کردن است

به زني که هميشه ميدونه شوهرش کجاست چي ميگن؟
بيوه

تلفن همراه تنها چيزيه که مردها سرس دعوا دارند که مال کدومشون کوچيکتره

به مردي که نود درصد قوه عقلايش رو از دست داده چي ميگن؟
بيوه

چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده کرده اند

ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه براي صحبت کردن استفاده ميکنند ولي زنها از سي هزار کلمه . ديديت ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزي نيست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره ...! ببخشيد چي گفتي؟؟

بهترين انتقام از زني که شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه

مامان ، من شنيده ام تو بعضي از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه !؟


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 19:14



......................................اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد .............

 اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد ...

 

اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد
ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!!

حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!!

توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش

از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه

مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه

مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه



نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 19:6



...........................................از امتحان کردن دخترها نترسید.............................

 

 از امتحان کردن دخترها نترسید

ببینید عزیزای من، قبول دارم که بعضی وقت ها شما با دخترهایی مواجه خواهید شد که تا میاید

باهاشون شوخی کنید و سر به سرشون بذارید ناراحت میشن. و می دونم که این مساله شما رو خیلی

 می ترسونه، چرا؟ چون هر چی دختری که باهاش طرف هستید خوشگل تر و ناز تر باشه احتماله این که

 ناراحت بشه و لوس بازی در بیاره بیشتره. چرا؟ چون اصولا دخترهای خوشگل عادت دارن همه مطابقه

 میلشون رفتار کنن. عادت دارن که همه از .... بخورن و هرچی گفتن بگن چشم. حالا وقتی یک هو بر

 خلافه انتظارشون می بینن که پسری پیدا شده که نه تنها از ..... نمی خوره بلکه مسخره هم می

 کندشون، زود ناراحت می شن ولی نکته مهم اینجاست که اونها واقعا ناراحت نمی شن بلکه ادای ناراحت شدن در میارن.


بذارین واضحتر توضیح بدم براتون. یه دختر از یک مرد چی می خواد؟ مردونگی! فکر می کنید در نظر یک

دختر مردونگی چیه؟ خودم بگم که مطمئنا داستان مردونگی فیلمفارسی و آب توبه و ... نیست. پس چیه؟

 توانایی مرد در کنترله خودش، احساساتش، محیطه اطرافش ، روابطش و حتی خود دختره. دختر از این که

بدونه با مردی طرفه که می تونه با خیاله راحت خودشو به دست اون بسپوره و اون از پسه همه چیز بر میاد

 لذت می بره. حالا وقتی یکی پیدا میشه و با اون یه چند تا شوخی می کنه که تا حالا کسی جراتش رو نکرده یا

 حتی مسخرش می کنه اول ممکنه بیاد و ادای ناراحت شدن رو در بیاره و بگه اصلا از این کارت خوشم

نیومد. این چیه؟ یک امتحانه بزرگ برای مرده. دختر با این کارش می خواد ببینه طرف واقعا تا چه حدی مرد

ه و توانا در کنترل امور. اگر زود جا زدید و به گه خوردن افتادید در حقیقت بازی رو باختید و ثابت کردید که

 رفتارتون واقعا اونی نیست که نشون دادید. ولی اگر سر جاتون ایستادید و مثلا اگر گفت از این کارت خوشم

 نیومد و شما گفتید : بهتره یا بهش عادت کنی یا با هم خداحافظی کنیم، علاقه ی دختر به شما بیشتر هم خواهد

 شد. می دونم که منطقی به نظر نمی رسه ولی همون طور که قبلا هم گفتم در روابط با دختر ها دنباله برخورده منطقی نباشید

 

حالا اگه دوس دارین برید تو ادامه مطلب تا بهتون بگم


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 18:32



........................او دیـگـرعـوض شـده............................

 

اسمم را گـفـتـم

 

مـرا نـشنـاخـت

 

عـینکـم را برداشـتم

 

بـاز هــم مـرا نـشنـاخـت !

 

حالا دیـگـرشک نـدارم

 

پوست صورتم را هم کـنار بزنـم

 

بـاز مـرا نخواهـد شنـاخـت ...

 

او دیـگـرعـوض شـده :

 

چـشـمهایش مال خودش نیستـنـد !

 

و پـاهـای زنـی گـنـاهـکـار

 

او را در خـیابـانـها می گـردانــد ...

 

بوی کهنگی آزارم می دهــد

همیشه ترس از افتـادن دوباره

هـمیـشه انــدوه پژمردگــی ...

 

کاش تا وقت باقی بــود

برای همه ی بغض هایم

آواز مــی خـوانــدم ...

 

افسوس ، وقـتی ماه کامل شـــود

تو را پشت خورشید گـم خواهم کرد

 

و من و ماه تنها خواهیم مـانـــد ...



      بعضي عشــــــــــــــــــق ها آتشــــــــين 

                                                           اما كم عمق و سطحي هستنــــــــــــــد

                                                          گردبادي بر پاي مي كنند و زود هـــــــــــم

                                                         سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق   

                                                          است و ملايم چون يك نخ باريك شــــــروع

                                           مي شود و در طول زمان استـــمرار می یابد 

                                                                                                       

                                          

                                                                               


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 در ساعت: 18:23



قرارمان بود که بیایی و اردیبهشتی شوی.پس کجایی هستی من ؟

 

The image “http://i32.tinypic.com/2mmzev5.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

 بذار سر بر دامنت های های بگریم و فراموش کنم هر آنچه را که می بینم و بر ذهن زود رنج من تحمیل

 می شود.انگار همین دیروز بود که هوس دیدنت را به درایت داشتم و بسیار دلتنگ تمام بودنت ، بودم

لیک افسوس ، کلبه وجودم لیاقت میهمانی قلمرو غریب تو را نداشت. تا به کی باید زجر کشید تا که تو

 برگردی و من هیچ باشم برایت؟و تو چه شد که مرا خلق این همه ماندن کردی ؟ بگذار در آرامش ذهن

اندک مانده ام را تحمل کنم . و چه سری است در ماندن من ؟ و چه سری است در رفتن تو ؟چرا نمی

 گذاری مسافر دیار ناآشنای ذهنم شوم ؟ مسافر تنهایی تو .

و من امشب در خلوت ادراک به هیچ محدوده ای نخواهم رفت . به هیچ نخواهم اندیشید . هیچ نخواهم

 نوشید و دیگر هیچ نخواهم گفت ، تا که در بغض حنجره بسته از آن همه فریاد ، نوازش دستهای گرم تو را بر قطره اشگ گونه ام احساس کنم.

امروز که قلم برایت بسیار خواهد نوشت ، قطره قطره اشکهای التماس وجود را در طلب دیدن تو ، بر ورق

 خواهم ریخت. چرا از این همه تمنای پر درد امروز من هیچ نمی گویی ؟ خاموش چه هستی اکنون ؟ و تو

 در سکوت ، فقط حرف از ماندن من می زدی . و آخ که تو کی مرا به ضیافت شبهای مهربانی تنهائیت

خواهی برد ؟ نکند من تبعید آن همه از ندانستن خود شده ام ؟ نکند مرا محبوس زجر نموده ای ؟ ...

من برای تو بسیار گریسته ام و در فراغ دیارت غصه ها خورده ام و من می دانم چه لذتی دارد ، در غم

 تنهایی ، برای تو گریستن که اگر می دانستم نشانی سرزمین نا آشنایت را ، به شبانگاه ، برهنه پا ، از

 بیابان دلم گذر می کردم و در دورترین نقطه تو را در می یافتم و در خیال گریانم ، بوسه ای بر گونه های

 زیبایت می زدم.

Click to view full size image


نويسنده ي تنها: عاشق تنهایی(آشنای غریبه) مورخ: شنبه پنجم مرداد 1387 در ساعت: 19:12

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir



head>

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس